تبلیغات
سکانس زندگی - سکانس سربازی 4

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

سکانس زندگی
پاییز که میشد ، دلم شور می زد ، می ترسیدم ژاکت یکی از هم کلاسی هایم را پوشیده باشم

 


سکانس سربازی 4

امروز 18 اسفند ، 132 روز از خدمتم گذشته !

حالا هرچی می خواید بهم بگید اقد روز شماری نکن ، اما خب

چکار کنم اقد زمان تو این خدمت دور می گذره که غیر ساعت

شماری دیگه کاری ندارم که انجام بدم

ساعت که خوبه ، به ثانیه شماری هم تبدیل میشه گاهی.

اما بعد از گذشت این مدت یه چیزی رو خوب متوجه شدم و اونم

اینه که تو دوران خدمت هرگز نمیشه به موضوع وقت اعتماد کرد!

یعنی اصلا نمیشه پیش بینی کرد که مثلا امروز عصر می تونم از

پادگان خارج شم یا نه و همین بی اعتمادی به وقت و زمان یکی از

بزرگترین مشکلاتیه که مغزمو درگیر می کنه و واقعا انرژی

زیادی رو ازم می گیره . شاید درک این موضوع خیلی ساده

نباشه و تا تو این شرایط کسی قرار نگیره نتونه درک کنه که

چی دارم می گم.

راستی تو این هفته آلبوم جدید چاوشی عزیز هم اومد و حسابی

ترکونده ، پیشنهاد می دم حتما تهیه کنید. کلی خوشحالم ازی بابت.

پس از مدت ها یه عکس از صورتم گذاشتم، ببینید چقد پیرتر شدم...

  

پ ن : چون فضا وبلاگم خیلی تکراری شده و خسته کننده شده بود

«ملیکا رادپور» گل گلاب منت گذاشت و شده نویسنده دوم وبلاگم

ازت تشکر می کنم ، مطلب قبلی رو هم ملیکا نوشته،نوشته قشنگی

 بود،مرسی.




نویسنده : رضا حبیبی تاریخ : جمعه 18 اسفند 1391 موضوع : سکانس سربازی      نظرات ()


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به سکانس زندگی می باشد.