تبلیغات
سکانس زندگی - روزمره 28

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

سکانس زندگی
پاییز که میشد ، دلم شور می زد ، می ترسیدم ژاکت یکی از هم کلاسی هایم را پوشیده باشم

 


روزمره 28

خوب میدونم الان بعضیا دوس دارن که بگم جریان اون آیا میدانید ها چی

 بوده اما هرگز این اتفاق نمیافته و من نمیگم!

اون قرار مهم که میگفتم، روز سه شنبه ساعت 4 و نیم تا 6 اتفاق افتاد

اونقد استرس و خجالت بهم فشار میاورد که کم مونده بود آب شم برم تو زمین!

و البته اولاش تا حدی اب شدم اما آخراش بهتر خودمو کنترل کردم

تو عمرم هرگز تو همچین شرایطی قرار نگرفته بودم ، داشتم میمردم فقط!

من یکشنبه این هفته که داره میاد قراره کنفرانس بدم تو کلاس رشد و توسعه

اما حتی اندازه یه درصد اون قرار روز سه شنبه ای هم برا این کنفرانسه

استرس ندارمو فشار روم نیست. تازه تو کلاس رشد و توسعه حدودا 40 نفر

هستیم که از این 40 تا حدود 30 تاش دختره

خداکنه کنفرانسه رو خراب نکنم  ، این اولین باریه که میخوام کنفرانس بدم

و البته اینم از روی اجباره و مجبور هستم که کنفرانس بدم ، ببینم چی میشه حالا!

پی نوشت:

روز به روز نوشته های روی عکس هامو بیشتر میکنم که کمتر پیدا باشم!




نویسنده : رضا حبیبی تاریخ : جمعه 25 آذر 1390 موضوع : روزمره ها      نظرات ()

نمایش نظرات 1 تا 30

.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به سکانس زندگی می باشد.